..یه قلپ اسپرسوی داغ..
خان داداشش گفت متخلس ینی چی؟! (قاشقم رو غلاف کردم و چرخیدم سمتش که تو زاویه دیدم باشه) شروع کرد به توضیح دادن. کلن بادی لنگوئجِ ایشون! با دست و تک تک اجزای صورتش شروع کرد به توضیح دادن: "مثلن اینجا که یه بانکه و توش پول می ریزن اونی که میاد پولا رو می بره میشه متخلس.." +شما اگه شرح کامل اختلاس بانکی و جزئیاتش رو از زبون یه وروجک چار ساله بشنوین شاختون در نمیاد احیانن؟! +این بچه هم می فهمه اختلاس ینی چی، حالا هی بگین فساد مالی..! صد بار بين عقل و دلت جنگ ميشود باران به دامن است دو چشمت، ولي..چرا.. پاي سوار اشک چشت لنگ مي شود؟ خود خواهي است اينکه لب تشنه هاي شهر گاهي براي اشک شما تنگ مي شود؟ قدري ببار، زار بزن آسمان من زاري تو براي من آهنگ مي شود اشکت به روي صورت من راه مي رود شب گريه هام با تو هماهنگ مي شود.. ... ...، مي شود؟؟ تا آخر عمر با شما اينجاييم تا بلکه بگويند که شاغل شده ايم تا صبح حباب سکه را مي پاييم.. +پیشنهاد می کنم شما هم با مشت بکوبین تو آینه!
در بین هیاهو شده گم، ماهیگیر
مابین تضادها بیا، تور بیار
از آب گل آلود شده ماهی گیر..
| Design By : Pichak |


